تبلیغات
کلاس اول ما - مهاباد - آخرین روز با کلاس اوّل دو
کلاس اول ما - مهاباد
درباره وبلاگ


معلّمی هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعی و تلاش اندوخته است. معلّمی عشقی است الهی و آسمانی که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت بلند خویش روشنائی شب های تارِ جهالت و نادانی باشد. معلمّی، مهری است که از روز ازل با گل آدمی سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانایی، رهنمون شوند. براستی که معلّمی شغل نیست، عشق است.

مدیر وبلاگ : رحمان بایزیدی
نویسندگان
آخرین روز با دانش آموزان کلاس اوّل دو
 فرزندان خوبم:
روزهای قشنگی با هم بودیم.گمان نمی کردم هرگز آن روز که الفبای عشق را با شما شروع کردم،خود شیفته ی پاکی چشمان و لبخند زیبایتان شوم.
در مدّتی که در کنارم بودید،چون گل در قلبم روییدید و شاخ و برگتان بر وجودم مسخّر گشت و شما چه کودکانه و بی ریا همراهیم کردید.
امروز در پایان سالی که سپری شد،در چشمان زیبایتان افقی روشن از آینده می بینم.
برایتان امید،بهروزی،لبخند و پیروزی را آرزومندم.
 آموزگارتان : رحمان بایزیدی

   
   

















نوع مطلب : سایر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رحمان بایزیدی
شنبه 9 خرداد 1394
دوشنبه 1 تیر 1394 02:19 ب.ظ


من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
<<سهراب سپهرى >>
رحمان بایزیدی واقعاشعر زیباییست کاش خودتو معرفی می کردین.
دوشنبه 1 تیر 1394 02:17 ب.ظ
درسی اخلاقی از سهراب سپهری
خیــــــــــــلی قشنگه حیفه نخونینش!!! سخت آشفته و غمگین بودم
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند،
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…

خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !

اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود... دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”

بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد... گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله

ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن

چون نگاهش کردم،
عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید ….. صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند... خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم

پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا ……. چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر …. من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
رحمان بایزیدیمعلم مهربانی در دل اوست
مزین از محبت محفل اوست
معلم علم را با عشق میداد
معلم عاشقی را مشق میداد
معلم لحنی از شور وهیاهوست
معلم چون گلی زیبا و خوشبوست
معلم مهر را بر من بیاموخت
به لبخندی به قلبم مهر اندوخت
معلم دستهایش پر توان بود
چو خورشیدی میان آسمان بود
به من تابید تا ظلمت نگیرم
میان جهل ونادانی نمیرم
به من آموخت راه زندگی را
خدا را عاشقی را بندگی را
معلم ماه نه خورشید هم نه
معلم زهره وناهید هم نه
معلم را مقامی بس که والاست
معلم آیه هایی با مسماست
معلم سایه سار مهربانی ست
معلم چون رسولی آسمانی است
معلم روشنا بخش دل وجان
فروزان شعله ای در راه ایمان
به من آموخت شرط حق بدانم
به من آموخت تا قرآن بخوانم
به من آموخت راه زندگی را
به من آموخت اصول بندگی را
جمعه 22 خرداد 1394 10:42 ب.ظ
رحمان بایزیدی
چهارشنبه 20 خرداد 1394 01:05 ق.ظ
پنجشنبه 14 خرداد 1394 12:39 ق.ظ
باسلام
ارتقاء دانش آموزان عزیز جنابعالی را به پایه دوم تبریک می گوییم وبرای شما ارزوی موفقیت وشادکامی دارم .
با تشکر
رحمان بایزیدیزور زور سپاس کاک بازید گیان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به وبلاگ کلاس اوّل و چهارم ما - مهاباد خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای کلاس اول ما - مهاباد محفوظ است